برچسب:
نویسنده: بهار حبیبی
برچسب:
نویسنده: بهار حبیبی
نگون گردی ای آسمان!که خصمی با آزادگان
پسندیدی بر مجتبی
تو بیداد اهریمنان
سلیمانی شد بینگین
ز سرداران تنهاترین
غربت او از نقش نگینش پیداست که بسته بود:"حسبی الله"(خدا مرا کافی است)
و چه زیبا فرمو
برچسب:
نویسنده: بهار حبیبی
ای خدای بزرگ،ای آن که علی را آفریدی
وبا آفرینش او خلقت خود را
تمام کردی
من کمال تو را درعلـــــی می بینم و علی را شاهد وجود تو می شمرم
ممکن نیست که
هر مخلوقی به این عظمت و کمال وجود داشته باشد و کمال
برچسب:
نویسنده: بهار حبیبی
اگر نمیخواهی به منَش بدهی
چرا هی رخش را به رخم میکشی؟
برچسب:
نویسنده: بهار حبیبی
برچسب:
نویسنده: بهار حبیبی
زنده شو ای شهر دل مرده که باز
کـــــاروانی از شهیــــــــدان آمده
ذکر یا زهراست بر لب چشم انتظاران شما اینک
در خــــــزان شهر آمده گویا بهـــــاران شما اینک
ای شکسته استخوان ها السلام...
السلام ای قه
برچسب:
نویسنده: بهار حبیبی
برچسب:
نویسنده: بهار حبیبی